چم خلف عیسی

عکس های شهر زهره

کُررو>آرنج

مرزنگ>مژه

دوشلمه>اوضاع آشفته

هبیس>زیاد

کناراُ>توالت

بُرگ>ابرو

اَفتافه>آفتابه

کودی>لقمه

دولاب>کمد

غییر کردن>عجله کردن

دین داش کردن>دنبال کردن

هُمبار>آهسته

هُم قطار>هم سن

هَم ایسو>همین الان

کُر بیلُم>اجازه بده!

گُرازک>نوعی بیماری گردن

کُفه>سرفه

پَرپَروک>پروانه

پرسیک>پرستو

لَفکه>خسته

فرفروک>فرفره

نِخوند>ناخن

مازِه>کمر

پُشتیک>پیشانی

دَرف و دولَل>ظرف ها

ظهر غُرنگ>ظهر گرما

اُسُم>کفگیر

هِی شیرُم>آفرین!!!

گُنجیک>گنجشک

دار>سر و شکل/درخت(دارای دو معنا)

خُمچک>وسیله نان پختن

 

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 9:23 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

چرا دریا ندارد رنگ و بویی


چرا حالم ندارد خلق و خویی


چرا که نآمدست مردی ز مشرق


چرا که حامل دردیست ز مغرب


نیامد جمعه ها،حالم خراب است


میان فتنه ها،پایم به خواب است


"نیا ای مرد عادل،شهر من خوابیده تنها


چرا که خرقه زاهد نما پوشیده بر ما"

 

                                                              سروده:محمد عوض پور

[ سه شنبه بیستم اسفند 1392 ] [ 19:4 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

فرهنگ


آن چیزی است که حاضرم جانم را در راهش فدا نمایم

 

 

 ((حضرت آیت الله خامنه ای))

[ جمعه شانزدهم اسفند 1392 ] [ 8:47 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

شادی از تقویمم بی تو رفت و برنگشت


 

انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت

[ جمعه شانزدهم اسفند 1392 ] [ 8:39 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

و رنگ افتا حنامون ور خدا از بس ریا کردیم

ز زیر خنده شیطون تا همه مومن صدا کردیم

 

زدیمون لاف مردی و مسلمونی و دینداری

و نامردی قسم مردم که تنها ادعا کردیم

 

گذشت و رحم و انصاف و مروت اصل ایمون بی

اما ما اینگل از دین و از ایمون جدا کردیم

 

سی محض حاج فلون واویدن و خونه خدا رفتن

خومون بختر خبر داریم چه پی خلق خدا کردیم

 

یتیمل محلمون سالی سه دو رنگ پلو نیدن

ولی سالی سه ملیون خرج حج و کربلا کردیم

 

فقیری مرده بی دیندی جنازش ده نفر نیدم

ولی دیندی فلون کس ده نفر له زیر پا کردیم

 

خومون سر تا و پا عیبیم و پا تا سر غلط کاری

و نا فهمی نشسیم عیب باقی برملا کردیم

 

و  ای  عیبی  که  سیت  گفتم  بتر  دونی  چنه

فرضن اگه گفتن کموت خوبین تمامی دس هوا کردیم

 

سزی اعمالمون بی هر بلی از آسمون اومد

فلک لج کرده پی ما از بسی لج پی خدا کردیم

 

به قرآن ای مسلمونل یو نی رسم مسلمونی

نه کردن کافرل گاهی چپل کاری که ما کردیم

 

صدی کوره ی فقیرل عرش واپیچوند و ما غافل

کپوندیم سیر و خوسیدیم و خر خر تا صوا کردیم

 

نپرسی حال و روزش هیچ کس تا زنده بی طالب

نهادیم رفت گفتیم آخ و سیش جومه سیاه کردیم

 

 

                                                    "سید طالب هاشمی"

 

[ جمعه شانزدهم اسفند 1392 ] [ 8:36 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

ای جنگجو با من

از عشق صحبت کن

من عاشق صلحم     با من رفاقت کن

[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 15:9 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

اصلا حسین جنس غمش فرق می کند      این راه عشق  پیچ و خمش فرق می کند

شاعر شدم که شعر بگویم                      این خانواده محتشمش فرق می کند

این جا گدا همیشه طلبکار می شود          اینجا که آمدی کرمش فرق می کند

مرده زنده می شود از ذکر یا حسین     عیسای اهل بیت دمش فرق می کند

از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش                     معلوم می شود حرمش فرق می کند

تنها نه جنس عزا و ماتمش                        بلکه سیاهی علمش فرق می کند

من از ((حسین منی)) پیغمبر خدا                 فهمیدم حسین همه اش فرق می کند

 

 

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 19:41 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

می اشتوته------مگه عجله داری؟

دیوار رمبس------دیوار فرو ریخت

بوته گیروه-------بغض

دسه هیلته بگرم-----عبارت دعایی در تشکر از فردی

ابوالفضل تسیارت-----ابلفضل پشت و پناهت

لپیچک-------مارمولک

گلوپ-------لامپ

دولک-----پارچ

مجمه------سینی

سکملی-----صندلی

قمیس-----پیراهن

کولیک------انگشت

اومبولا------در مواقع غیر منتظره به کار میرود.

گاله-------سنگ خاکی

گرده------نان

مزلاک-------گیره در

دوری------بشقاب

حلقاله-------ماهیتابه

بوت------گلو

اجوادل-----مردم صالح

[ پنجشنبه چهارم مهر 1392 ] [ 12:38 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

قنواتي ها



·        قوم مذحج کوفه با «قنواتي هاي خوزستان »

قنواتي هاي بهبهان آغاجري ، اهواز ، و رامهرمز و ديگر نقاط استان ، عشيره و فرزندان هاني بن عروه ي مشهور مي باشند که بعد از مهاجرت از يمن و حجاز ، به عراق آمده ، در کوفه مقيم گرديدند و روزگار درازي را در آن جا به زندگي پرداختند ، تا اينکه در زمان «مغول و تاتار » امير تيمور گورگاني ، به قصد تصرف عراق و شام ، به آن سرزمين لشکرکشي کرد . اتفاقاً براي اشغال کوفه با قبيله مذحج به مصاف پرداختند و جنگي سخت بين آنان در گرفت ، ولي عاقبت قوم مذحج شکست خوردند و بر حسب نوشته صاحب کتاب «مرآت البلدان »، آنان را به منطقه کهکيلويه در ايران ، منتقل و تبعيد کردند .

شيوخ و سرکردگان قوم مذحج در آن روزگار خانداني به نام « ريس » شهرت داشتند و اين خاندان هم اکنون در بهبهان و بعضي از مناطق ديگر از معروفيت برخوردارند و گويند که بزرگ طايفه ريس مذحج ، در کهکيلوله ، نزد امير تيمور رفت و گفت : " ما مردمي عرب و کشاورز هستيم ، و براي تأمين زندگي و ادامه امرار معاش خويش ، نياز به کشاورزي داريم و شما بايستي زمين مورد نيازمان را تحويل دهي . " امير تيمور ، بخشي از سرزمين هاي بهبهان را به خواندان ريس يا رؤساي کوفه فروخت . پس از اين قوم ، از کهکيلوله به منطقه بهبهان رفتند و در آباداني اين سرزمين و ساختن خانه و توسعه شهر ، به تلاش ، پرداختند ، و خانه هاي خويش را از سنگ درست مي کردند و گويند مردمي که در سياه چادر زندگي مي کردند و زمستان ها را براي چرا و کشت و زرع به بهبهان مي آمدند ، از آنها مي پرسيدند ، اين خانه براي چيست ؟ و مذحجي ها پاسخ مي دادند ، اينها بهتر از « بهان » است و بهان به زبان محلي سياه چادر مي نامند ، لذا اين محل جديد که البته روزگاري شهري بودن و بعدها ويران گرديد ، به « بهبهان » يعني بهتر از چادر مشهور گرديد .

·        چرا طايفه ي مذحجي را قنواتي گويند ؟

افراد طايفه ي ريس ، مردمي کشاورزپيشه ، و علاقه مند به آباداني و احياء اراضي بودند ، و از راه کشاورزي امرار معاش مي کردند ، لذا با کار و کوشش فراوان و بعد از اندک مدتي بهبهان را توسعه بخشيدند و در آن مساجد و کاروانسراهايي را داير نمودند . بعد از اين ، چون بعضي سال ها کم باراني بود ، در فکر تهيه آب ، براي آبياري مزارع خويش گرديدند ، لذا برخي از مطلعين منطقه به آنان گفتند ، مي توانيد « قنات » بسازيد . پس افراد طايفه ريس مذحج با پرداخت هزينه هاي گزاف و تحمل زحمات طاقت فرسا ، موفق به حفر قنات هايي گرديدند . بر اثر اين رويداد ، تدريجاً طايفه ي مذحج به « قنواتي » شهرت يافت و هم اکنون به همين نام در خوزستان شهرت دارند . البته با تعدادي از ادبا و شعراي اين قبيله آشنايي دارم و آنان به دنبال کلمه قنواتي ، «مذحجي» مي افزايند . از طرفي بسياري از خاندان مذحجي هنوز به ريس شهرت دارند و طايفه ريس از معروفيت برخوردار است .

·        رؤساي طايفه ريس قنواتي و جنگ هفت ساله قنواتي ها و بهبهاني ها :

از معروفترين رؤساي خاندان هاي ريس قنواتي،«عليرضا قنواتي» يا«رئيس عليرضا بن لؤلؤ»{لؤلؤ در زبان عربي به معناي مرواريد است که اين اس در ميان فارس زبان ها رايج نمي باشد} که نسب وي به خاندان ريس کوفه مي رسيد . وي در روزگار «کريم خان زند» ، به فرملنروايي بهبهان و کهکيلويه و بوير احمد رسيد . بعد از وي فرزندش «جعفر خان قنواتي»، مدتي بر قنواتي ها حکمروايي کرد .

سرانجام پس از قدرت رسيدن «آغا محمد خان قاجار» و سرنگوني سلسله زنديه ، از آن جايي که قنواتي ها از ياران و طرفداران پادشاه زنديه بودند ، مورد ستم شديد آغا محمد خان و ساير عمال قاجار واقع گرديدند و جمعي از آنان ، از جمله جعفر خان قنواتي {جعفر بن علي رضا بن لؤلؤ} دستگير و اعدام شدند و ستم زيادي بر اين قبيله وارد گرديد تا عاقبت قنواتي ها ، براي مصون ماندن از قتل و نهب و فشار به صورت گروه هاي گسترده ، راهي اهواز ، هنديجان ، زيدون ، ماهشهر ، برازجان ، جراحي رامهرمز و کويت گرديدند و جمعي از آنان نيز به سرزمين اصلي خويش کوفه مراجعت نمودند .

در پي پراکندگي افراد قبيله قنواتي مذحجي و اعدام رهبر آنان جعفر خان به دست آغا محمد خان قاجار يکي از عموزاده هاي جعفرخان به نام «غلامحسين خان» رهبري قنواتي ها و نيز کلانتر بهبهان گرديد .که پس از مدتي او نيز کشته شد . بعد از غلامحسين خان،فرزند برادرش به نام باقرخان جانشين وي شد و بعد از او «حسين خان بن باقر خان قنواتي»به فرمانروايي قبيله قنواتي دست يافت تا اينکه در روزگار «بهادر سلطان» يکي از بزرگان معروف قنواتي هاي مذحجي ، جنگي هفت ساله بين قنواتي ها از يک سو و بهبهاني ها از سويي ديگر روي داد و انگيزه اين جنگ ها اختلاف ارضي و ملکي بود و در اين نبرد طولاني ، مردمي به هلاکت رسيدند و بهادر سلطان در طول نبرد هفت ساله ، توانست وحدت و انسجام کافي به قنواتي ها بدهد و آنان را در مقابل تهاجم بهبهاني ها ، قدرت بخشد ، سرانجام دولت مرکزي وقت پادرمياني کرده ، بين دو قوم متخاصم آشتي به وجود آورد و بهبهان و املاک آن را درميان قنواتي ها تقسيم شد و بدين سان  آتش کينه و جنگ بين آنان خاموش گرديد .

در پي مرگ بهادر السلطان فرزندش عبدالرسول بهادر کار پدر را دنبال کرد و قنواتي ها را يکپارچه نمود و چون وي فوت کرد ، فرزندش بهادرقنواتي ، سرپرست قبيله گرديد . از ديگر رهبران قنواتي ها «ملا يوسف فرزند جعفر» بود که در امر کشاورزي تلاش فراواني مي کرد و نيز از قنواتي ها ، «شيخ الاسلام» که در بهبهان و کهکيلويه ، از شهرت فراوان برخوردارند . در هنديجان سرپرستي قنواتي ها ، به عهده «ايرج خان فرزند محمود» و «کهيار فرزند قاسم» مي باشد .

در اهواز ، مرکز قنواتي ها ، در «کوت عبدالله» است و سرپرست آنان «مرحوم خلف خان زاده مذحجي» است . وي شاعر ، اديب و اهل مطالعه است و حسينيه و مضيف او ، محل تردد بسياري از مردم بوده و به سبک نياکانش ، از ميهمانان ، پذيرايي مي کرد تا اينکه در 24 آذر سال هزار و سيصد و هفتاد و يک هجري شمسي در مسجد جامع نمکي اهواز بر اثر سکته ناگهاني در گذشت . از آثارش ، نگارش «تاريخچه قنواتي ها » و متون تاريخي و نيز اشعار و قصايد به زبان عربي و فارسي است .

·        قنواتي ها و روابط قومي و عشايري

وقتي قبيله مذحج که در خوزستان به قنواتي ها شهرت دارد ، توسط تيمور گورگاني ، به کهکيلويه و بوير احمد تبعيد گرديد ، برخي از طوايف مذحج که برادران قنواتي ها مي باشند ، در پي برادران خويش به حرکت در آمدند ، از جمله افراد طايفه « نيس مذحج » که نسبت خويشاوندي نزديکي با قنواتي دارند ، ليکن افراد قبيله نيس نتوانستند خود را به کهکيلويه برسانند و حرکت آنان به «شعيبيه شوشتر» متوقف گرديد و هم اکنون نيسي ها در حويزه ، شوشتر و اهواز زندگي مي کنند .

از ديگر طوايف وابسته به قنواتي ها ، قبيله سواعد است که در اهواز و منطقه دشت آزادگان اقامت دارند .

 

شجره نامه قنواتي هاي (خاندان ريس)

منبع : کتاب جنگ هاي بني کعب آلبوناصر با عثماني و انگليس

وبلاگhttp://arab-qanawat.blogfa.com/

[ سه شنبه دوم مهر 1392 ] [ 19:21 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

خستگی به تن والیبالیست‌ها ماند!

ژ

ملی پوشان والیبال پس از خلق حماسه و شگفتی در لیگ جهانی، با قدری دلخوری از برخی مسئولان، به کشور باز می‌گردند.

به گزارش ایسنا، ملی پوشان والیبال ایران در یکی دو سال اخیر همواره گل کاشته اند. تقویم اخبار ورزشی ایران گواه این است که سربازان والیبال بارها دل مردم را شاد کرده و خلق شگفتی کرده‌اند. پس از کسب نخستین قهرمانی در آسیا، درخشش در جام جهانی و راه‌یابی به لیگ جهانی والیبال حالا بلندقامتان ایران لقب غول کش های لیگ جهانی را بدست آورده اند.
 
تیم ملی والیبال ایران بر خلاف انتظارها در نخستین سال حضورش موفق شد تا صربستان(قهرمان اروپا)، ایتالیا دومین تیم پرافتخار تاریخ والیبال جهان و کوبا کشور صاحب سبک این رشته ورزشی را شکست دهد. نمایش فوق العاده تیم ملی والیبال موجب برانگیخته شدن غرور ملی ایرانیان شد و موجب گشت تا همه جهانیان انگشت حیرت به دهان بگیرند؛ پیروزی هایی که اتفاقی بدست نیامد و حاصل تلاش شبانه روزی سربازان والیبال ایران بود.
 
تسبیح زدن های حمزه زرینی در اتوبوس قبل از مسابقه و باد کردن رگ غیرت سید محمد موسوی نشان می‌داد که آنها از جان و دل برای موفقیت و بالا بردن نام ایران می جنگند.
 
تمام روز و شب هایی که فرهاد ظریف ، رحمان داودی و مهدی مهدوی در اردوهای بلند مدت دلتنگ فرزندان خود بودند و پای گفت و گوی تلفنی با خانواده چشم، تر می کردند. روز و شب هایی که عادل غلامی، علی مباشری، آرمین تشکری و آرش کمالوند نمی خوابیدند و یکسره برنامه های کادر فنی را برای رویارویی با حریفان مرور می کردند.
 
آری، شاهد بودیم که شهرام محمودی از شب قبل از بازی با کوبا از درد شکم به خود می پیچید اما در مقابل حریف خم به ابرو نمی آورد و مقتدرانه مبارزه می‌کرد. شاهد بغض غرور سعید معروف و بوسه های امیر غفور بر پرچم ایران بودیم. تمام روزهایی که مردان والیبال ایران خسته از سفرهای طولانی به کشورهای مختلف جهان تنها به شاد کردن دل مردم فکر می‌کردند؛ شیرمردانی که انصافا با رفتار حرفه‌ای و اخلاق جوانمردانه به عنوان سفیران فرهنگی ایران در جهان خوش درخشیدند.
 
ملی‌پوشان نشان دادند که ایرانی نه تنها چیزی از دیگران کم ندارد بلکه می تواند بر قله رفیع افتخارات نیز بایستد. اما کم لطفی مسئولان ورزش به آن‌ها و نادیده گرفتن موفقیت های تیم ملی در قیاس فوتبال دل والیبالیست‌ها را شکست.
 
شب هنگام بعد از اینکه شادمانه پس از فتح کوبا به هتل برگشتند و خبر رسید برخلاف قول مسئولان هواپیمایی از ایران دنبال آن‌ها نیامده آب سردی به پیکر تیم ملی ریخته شد. شنیده می‌شد زیر لب می گفتند اگر فوتبالیست بودیم فلان مسئول و فلان چهره سیاسی هم با هواپیما به استقبالمان می‌آمدند. اما حالا هیچ کس ما را تحویل نمی گیرد.
 
البته مسئولان عدم همکاری برخی از کشورها را توجیه اعزام نشدن هواپیمای ویژه برای برگرداندن تیم ملی از هاوانا به تهران عنوان کردند. اما ورزشکاران که این دلایل را نمی‌پذیرند و بازیکنان تیم ملی والیبال ایران باید در کمتر از چهار روز دیگر در تهران و مقابل هزاران هوادار خود مقابل آلمانی‌های مقتدر به میدان بروند. پروازهای طولانی از هاوانا به مسکو و معطلی در فرودگاه مسکو و پرواز چند ساعته تا تهران قطعا تیم ملی را خسته و بر رنج بازیکنان می‌افزاید.
 
والیبالیست هایی که از جان و دل برای سرافرازی پرچم ایران جنگیده اند حالا با دلخوری به کشور باز می‌گردند. آن‌ها حاضر نیستند در این باره مصاحبه کنند و حرفی بزنند اما در فضای دوستانه و صمیمی گلایه‌های خود را تکرار می کنند. یکی از بازیکنان می گفت: "یادمان نمی رود که پاداش صعود به لیگ جهانی را پس از 9 ماه به ما دادند اما بلافاصله بعد از هر موفقیت فوتبال دم فوتبالیست ها را می‌بینند."
 
هیچ کس شائبه ای در تقدیر از قهرمانان فوتبال ندارد اما انصافا چرا مسئول اول ورزش کشور عنوان می‌کند که موفقیت فوتبال در رسیدن به جام جهانی از همه‌ی افتخارات رشته های ورزشی دیگر مهمتر است. آیا به راستی این اظهار نظرها کام سایر قهرمانان از جمله والیبالیست ها را تلخ نمی کند؟
 
آیا معیار تشویق قهرمانان و نخبه های علمی میزان تلاش آن‌هاست یا نوع و کلاس رشته ورزشی‌شان تعیین کننده است؟ سوالی که حالا برای کاروان ایران قبل از بازی با آلمان به دغدغه ای بزرگ تبدیل شده است.
 
بازیکنان تیم ملی والیبال ایران آنقدر عزت نفس دارد که مانند خیلی ها پاداش خود را گدایی نکنند. آن ها خوب می‌دانند که در کشور قلب های بسیاری برایشان می‌تپد. اما براستی مسئولان به فکر شاد کردن دل حماسه سازان هستند؟
 
تیم ملی فوتبال با یک گل به کره جنوبی سهمیه جام جهانی را کسب کرد و پس از سال‌ها بار دیگر جهانی شد. بلافاصله مسئولان مختلف پیام های تبریک دادند. اما درخشش ملی پوشان والیبال در لیگ جهانی به جز پیام تبریک چند چهره سیاسی بازتاب چندانی نداشت. یکی از والیبالیست ها در این باره گفت: " صعود فوتبال به جام جهانی مردم را شاد کرد وحتی خود ما هم خیلی خوشحال شدیم اما ای کاش این همه پیروزی‌های تیم ملی والیبال حداقل به اندازه آن یک گل ارزش داشت"
 
حالا کاروان پرافتخار والیبال ایران عازم کشور است. بازیکنان تیم ملی ساعت 23:30 دقیقه سه شنبه به تهران می رسند. قطعا مردم به سهم خود استقبال جانانه ای از قهرمانان خود به عمل می‌آورند اما باید دید مسئولان چه می‌کنند.
 
پس از همه کم لطفی هایی که نسبت به افتخارآفرین‌های والیبال در سال های اخیر شده است، انتظار می رود حداقل به موفقیت های تیم ملی والیبال هم‌پای صعود تیم ملی فوتبال پاداش اعطا شود. انتظار می رود تا مسئولان نه در حرف بلکه در عمل ثابت کنند که بین رشته های ورزشی مختلف تبعیض قائل نمی‌شوند. والیبالیست ها تا اینجا وظیفه خود را انجام داده اند حالا باید دید مسئولانی که خود را در این موفقیت ها سهیم می دانند چگونه به تلاش ملی پوشان ارج می گزارند. حالا زمان آن است که صاحب ورزش کشور و دولت از والیبالیست ها دلجویی کنند و روحیه و انگیزه بازیکنان را برای بازی با آلمان و همچنین قهرمانی در آسیا بالا ببرند

[ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ] [ 13:40 ] [ میثم و محمد عوضپور ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه